Saturday, September 02, 2006

مرام

یه روز من تو خیابون دنباله کس بودم که دیدم یک دختر خانومی وایستاده براش ترمز کردم وسوارش کردم دیدم خیلی عصبانیه چون در ماشین و محکم بست ...گفتم خانوم یواش..... بعداز چند لحظه که گذشت گفت ببخشید من عصبانی بودم... ازش پرسیدم چرا ناراحتی؟ کاریهست که من بتونم برات انجام بدم؟ یهو پقی زد زیر گریه و گفت که با دوسته پسرش دواکرده. پرسیدم سر چی؟ گفت که اره....بعد از 3 سال که با هم دوست هستن امروز مچهدوستشو با یه دختر دیگه گرفته میگفت که سه سال باهاش دوستم و تو این سه سال همهکاری براش میکردم حتی خرجشو میدادم. پرسیدم چطور؟ گفت که آره دوستم درس میخونه وکار نمیکنه. خودم هم تو یه شرکت هواپیمائی کار میکنم.
خلاصه خیلی ناراهت بود. بهش گفتم که تقصیر خودته که لوسش کردی برای همین هم ارزش تو رو نمیدونه. اگه تو هم باخودش مثله خودش رفتار کنی یا روش کم میشه و دیگه از این کارها نمیکنه چون از عکسالعمل تو میترسه و یا اینکه لااقل تو هم دیگه دلت نمیسوزه و باهاش بیحسابی. یه فکریکرد و گفت شما راست میگی من خودم هم چند دفعه وسوسه شده بودم ولی به خودم میگفتم کهنه من باید وفادار باشم اما حالا میبینم که اون اصلا لیاقته منو نداره......ولی منچه جوری این کارو بکنم....من تا حالا با کسی دیگه نبودم. منم گفتم تو نگرانه اوننباش....بعد با لبخندی بهش گفتم مگه من مردم؟؟اینو که گفتم یهو از خجالت قرمز شد وگفت یعنی با شما؟ گفتم آره من از تو سو استفاده نمیکنم میخوام بهت یاد بدم که چهجوری آزاد باشی و آزاد فکر کنی. بعد از اینکه اینو گفتم دیگه هیچ چیزی نگفت و منممسیر و به طرفه خونه مجردیم کج کردم. تو خونه که رسیدیم براش یک شربت آلبالو درستکردم که یک کمی سر کشید بعدش من شروع کردم بغلش کردن و لب گرفتن.... اولش خودشو جمو جور میکرد اما به محض اینکه شروع کردم کسشو (از رو شلوار) مالوندن دیگه شلشد..... همزمان که لب میگرفتم با دست چپم بغلش کرده بودم و با دست راست از پشت گردنتا بالای کونش دست مکشیدم بعد دستم رو به زور تو شلوارش کردم و انگشت وسطیم رو بهسوراخه کونش رسوندم و شروع کردم سوراخ کونش رو مالوندن.....جوووووون چه لبهایشیرینی.....سوراخ کونش نرم و مرطوب شده بود و همزمان با انگشت من کونشمیچرخید....آروم آروم انگشتمو تو کونش کردم و شروع کردم چرخوندن...یه چند دقیقه کهگذشت بردمش تو اتاق خواب و همزمان که لختش میکردم ..بوسشمیکردم....لبش....گردنش....سینهاش. همین که امدم شورتشو دراوردم دیدم کسش خیس خیس وبی مو......بهش گفتم چی کار میکنی ....تو که اول خودتو خیس کردی.....زود لخت شدم تاچشمش به کیرم افتاد گفت وووواااا ی ی ی این چی دیگه ...چه کلفته....چه گنده س ...مثل یه نوشابه خوانوادس .....حالا دیگه هر دومون لخت بودم. خوابوندمش روتخت....خودم هم روش و بین دو پاهاش....دست چپم زیر سرش و با دست راستم کیرمو بهداخل کسش هدایت کردم.سرش که تو کسش رفت گفت آآآآآآ ی ی ی ی کسم داره پاره میشه....خواهش میکنم یواش بکن....کیرمو دراوردم و یه خورده سرشو لای چاک کسش بالا وپائین میکردم و بعد دوباره تو کسش کردم...این دفعه تا ته کیرم کردم تو.....از درد ولذت و تعجب دهنش باز مونده بود و برای چند لحظه نفس نمیکشید....یهو داد زد آآآی ی یی ی کسم جر خورد!!!!!...کیرت کسمو پر کرده!!!!!......کیرتو تو کونم حس میکونم!!!!منم هی میگفتم جوووون...قربونت برم.....یه کمی تحمل کن.....دردت میاد؟؟؟؟ الان خوبمیشه و هی عقب و جلو میکردم. دست چپم هنوز زیر سرش بود ماچش میکردم بعد دست راستموبردم زیر کونش...دادم بالا...
حالا دیگه جفت پاهاش بالا بود وکیرم تا خایه هام تو کسش میرفت و در میامد. میگفتم جووووون خوشت میاد؟؟؟کیرم قالب کست هست؟؟؟؟ ببین چه جوری کیرم مثل شیشه شور تو کست بیرون و تو میشه!!!! اونم هی آه وناله میکرد. انگشتم رو دوباره تو کونش کردم....حالا دیگه خودم آمد و رفت کیرم و حسمیکردم...دیگد دختره خودش هم شروع کرده بود به حال کردن و هی خودشو عقب و جلومیکرد....دیدم حالش خیلی خراب شده هی میگفت آخ جون ببین چه کیری تو کسمه جوووون ناین کسو بگا..... به خودم گفتم این کس اگه امروز از اینجا بره شاید بر نگرده پسبهتر که منم حسابی بگامش...کیرمو در اوردم....به دو زانو برش گردوندم ...کیرمو تاته تو کسش کردم و هی عقب و جلو میکردم.....کمرش قوس برداشته بود ...سرش رو بهبالا.....منم با دو دستم لمبه های کونشو باز کردم و با شستم سوراخ کونش رومیمالوندم. کیرمو (که از ابه کسش خیس شده بود) از کسش دراوردم گذاشتم رو چاک کونش وعقب و جلو میکردم گفتم ببین نترسی ها میخام بکنم تو کونت .گفت نه نه نه دردم میاد...کیرت گندس کونمو پاره میکنه گفتم نترس یواش یواش میکنم توش. سر کیرمو چسبوندم درسوراخه کونش....
دو طرفه کمرشو گرفتم و شروع کردم فشار دادن...دادش بلند شد...دیدم توش نمیره....دستامو گذاشتم سر شونه هاش فشار دادم....سر کیرم رفت توش که یهو جیغ زد و خودشو پرت کرد جلو...دو دستی کونشو گرفته بود و ازدرد به خودش میپیچید. بعد از کلی قربون صدقه و دلداری دو باره ازش خواستم که لب تختبرام قمبل کنه. یکمی کرم نرم کننده با آب کسش به سوراخه کونش مالیدم و اول یکانگشتی بعدش دو تائی تو کونش کردم بعد دوباره سر کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش و فشاردادم توش. نفسش بند امده بود....سوراخ کون تنگش دور کیرم قفل کرده بود کیرمو یواشیواش عقب جلو کردم تا یکمی که باز شد دو طرفه کمرشو محکم گرفتم و کیرمو تا خایه هامتو کونش کردم. داد میزد....آآآآی ی ی کونمو پاره کردی....ووووواااای ی ی ی کسوکونمو یکی کردی.....دیگه نمیتونم سوراخ کونمو جم کنم....دیگه نمیتونم بشینم.....ووواااای ی انم داره میاد بیرون....کیرت تو کونمه ولی تو کسم هم حسش میکنم.....
منم میگفتم....جووون ن فدات شم دردتمیاد؟؟.....فکر کردم کونت پاره میشه....تحمل کن الان اب میدم میگفت دارم از دردمیمیرم....منم کیرمو دراوردم نشونش دادم گفتم ببین این داره تو کونت میره برای همیناینقدر درد میکشی تحمل کن ...بعد از من به هر کی دیگه که بدی درد نمیکشی. اینو کهگفتم حشری شد و گفت پس منو بگا... منم دوباره کردم تو کونش و ایندفه از حال رفت ورو شکم خوابید منم همینطور افتادم روش و تند تند میکردم تو کونش و همزمان شروع کردمبا کسش بازی کردن. یهو دیدم هوار کشید...سرش عقب و جلو میرفت و داد زد بیا اینم ابهکسم.
منم دیگه وقتی داشت ابم میامدگفتم بیا..داره ابم میاد....همینطور که روش خوابیده بودم دستامو بردم پائین دو تالمبرهاشو از هم باز کردم ...تا ته کیرم فشار دادم تو کونش و همونجا ابمو ریختم.وقتی کیرمو از کونش بیرون کشیدم دیدم کونش به اندازه قطر کیرم باز مونده و بستهنمیشه....بعد جفتمون بیحال افتادیم کنار تخت ...وقتی امد بره خودشو تو حمومبشوره.....اب کیرم(که به زردی میزد) از کونش تا سر زانوش راه افتاده بود.

1 Comments:

Blogger mehdi said...

خوش به حالت

11:03 PM

 

Post a Comment

<< Home