Saturday, September 02, 2006

سایت

اون روز خيلي كارم زياد بود از دانشگاه اومده بودم سر كار و سركار هم اون قدر كار داشتم كه مجبور بودم تا دير وقت بمونم ديگه همه رفته بودن و من هم كارهامو تموم كرده بودم و يه نگاهي به چند تا سايت سكسي كردم و داشتم كارهام رو جمع ميكرد كه برم خونه يه دفعه ياد يه آهنگ افتادم و شروع كردم به زمزمه كردن وسط آهنگ يه جمله بود كه ميگفت يكي مياد من ميدونم و من در حين زمزمه يه دفعه قافيه شعر رو درست كردم و باهاش ميخوندم كه يكي بياد منو بگاد و همينطور داشتم زمزمه ميكردم و ميزم رو جمع ميكردم كه يه دفعه سرم رو آوردم بالا و ديدم كه يه ارباب رجوع با چشماي قهوه اي و قد بلند با لبخند داره به من نگاه ميكنه يه دفعه هول شدم وسريع گفتم كه بفرمايين گفت من با شما كار داشتم ولي مثل اين كه كار شما واجب تره متوجه منظورش نشدم گفتم چه كاري گفت همين شعري كه ميخوني خواستم عكس العمل نشون بدم ولي تا توي چشماش نگاه كردم يه لرزي توي سينم افتاد كه ديدم حيفه پسر به اين خوشگلي رو ازدست بدم ولي نتونستم چيزي بگم و فقط نگاهش كردم اونم دست من رو گرفت و از پشت ميز به سمت خودش كشيد بعد هم همونطور كه هاج و واج توي بغلش بودم منو به سمت در كشيد و در رو بست و لباش رو گذاشت روي لبم و شروع كرد با عجله دو تا از دكمه هاي مانتوم رو باز كرد و دستش رو برد روي سينم و شروع كرد به ماليدن و خودش رو به من چسبوند و كيرش رو فشار داد به كسم بعد دستش رو آورد پايين و زيپ شلوارم رو كشيد پايين و دكمه شلوارم رو هم باز كرد بعد زيپ خودش رو كشيد پايين و كيرش رو در آورد و از لاي زيپ شلوارم گذاشت لاي پام تا داغي كيرش رو روي كسم حس كردم تمام بدنم لرزيد ولي از اين كه يه وقت نگهبانها بيان و توي اين وضع ما رو ببينن خيلي ميترسيدم گفتم الان كسي مياد اونم در رو قفل كرد و گفت اگه كسي اومد صدامون در نمياد تا بره و شلوارم رو تا زانو كشيد پايين و منو برگردوند حالا روي من به ديوار بود و سينه هام به ديوار چسبيده بود اونم كيرش رو گذاشته بود لاي پام من يه كم باسنم رو دادم عقب تا كيرش خوب به وسط كسم ماليده بشه كيرش با آب كسم خيس شده بود خواست بكنه داخل كسم كه بهش گفتم من دخترم گفت يعني فقط لا باشه منم با ناز گفتم نميدونم و يه كم باسنم رو بيشتر به عقب دادم اون هم كيرش رو گذاشت دم كونم و به آرومي فشار داد تا اون وقت نفهميده بودم كه اندازه كيرش چه قدره و به محض اين كه فشارش رو دم كونم حس كردم فهميدم كه اگر منو پرم كنه حتما پاره ميشم از فكر اين كه اي كير بره داخل كونم داشتم از خوشي پر در مياوردم آخه من درده فشار كون دادن رو خيلي دوست دارم كيرش رو آرو آروم ميكرد توي كونم و من از درد لبام رو گاز ميگرفتم و دستام رو به ديوار فشار ميدادم كه از درد فرياد نكشم وقتي همه كيرش رو داخلم فرو كرد ازدرد قرمز شده بودم خيلي خوب بود حتي وقتي براي بار اول كون ميدادم اين قدر درد نداشت ولي اين درد رو از همون بار اول دوست داشتم ولي ميدونستم كه گشاد نميشم آخه كون من يه خاصيت خوبي داره فقط كافيه يك ساعت از كون دادنم بگذره تا دوباره كونم جمع بشه و به همون حالت اول در بياد حتي اگه بزرگ ترين كير دنيا تو كونم رفته باشه بعد از يه ساعت با كوچكتريت كير دنيا هم باز كونم درد ميگيره ولي در اين كير يه چيز ديگه بود اونقدر به من حال داد كه ديدم داره آبم كنده ميشه اونم داشت حركاتش رو تند تر ميكرد تا اين كه گفت داره آبم مياد گفتم بريز داخل كونم آخه من فشار گرم آب رو توي كونم خيلي دوست دارم يه دفعه حس كردم كه داخلم گرم شد و گرما و فشار آبش رو داخل خودم حس كردم آب منم كنده شده بود خيلي وقت بود كه كسي سرپايي من رو نكرده بود آخرين بار وقتي 15 سالم بود پسر همسايمون توي شهر خودمون توي زير زمين سرپايي لاي پام گذاشته بود و اين اولين باري بود كه كسي سرپايي اونم بدون اين كه دولا بشم كيرش رو توي كون من ميكرد اون قدر خوب بود كه همون موقع تصميم گرفتم هميشه سرپايي كون بدم مانتوم رو انداختم پايين و بدون اين كه شلوارم رو بكشم بالا دكمه هام رو بستم و با احتياط از اطاق اومدم بيرون كسي توي راهرو نبود بهش گفتم خوب سريع برو و خودم هم رفتم دستشويي خودم رو تميز كردم و آرايش كردم و از محل كارم اومدم بيرون خيلي جالب بود تا يك ساعت پيش فكر ميكردم كه امروز بد ترين و سخت ترين روز زندگيم بوده والان آرزو ميكردم كه كاش هر روز مثل امروز باشه

0 Comments:

Post a Comment

<< Home